جمال رضايى

365

بيرجندنامه ( فارسى )

مىپخت ( در پايان آخرين تنور پخت لواش ) . 4 - نان لنبه ( نن لمبه non lombe ) : واژهء « لنبه » در گويش بيرجند « لمبه » فراگو مىشود و آن يك نوع نان گرد و كلفت و نرم است . « نان لنبه » به نوعى نان گرد و كلفت ( به كلفتى نان بربرى ) و نرم گفته مىشد كه آن را در تنور مىپختند . 5 - پتير ( نن پتير non patir ) : بجز « نان پتير » يا « پتيرو » ( 1 - 1 ) كه به مناسبت نوع خميرش به اين نام خوانده مىشد ، به نوعى نان گرد و نسبتا كلفتى ( همانند نان لنبه ) نيز « پتير » مىگفتند كه يا طرز پخت آن با نان‌هاى ديگر تفاوت داشت و يا خمير آن را با مادّه‌اى مانند سبزى و امثال آن مىآميختند . معروفترين « پتير » ها عبارت بوده‌اند از : 1 - 5 - پتير آسيابى ( پتير ااسيى patire aseyey ) : گردهء خمير را به شكل يك كماج نازك درمىآوردند و آن را در ميان آتش بىشعلهء به خاكستر آميخته مىگذاشتند و روى آن را از همين آتش مىريختند تا در ميان آتش بپزد . چون اين نوع « پتير » را بيشتر آسيابان‌ها در « آسياب » ها مىپختند به آن « پتير آسيابى » مىگفتند . اين پتير را گاه « كماچ ااسيى komace aseyey » هم مىخواندند . 2 - 5 - پتير برگ شلغم ( پتير بلگ شلقم patire balge salqam ) : برگ سبز شلغم را خرد مىكردند و در كمى روغن تفت مىدادند و به خمير مىآميختند و ورز مىدادند و خمير را به‌صورت قرص درمىآوردند و در تنور مىپختند . 3 - 5 - پتير برگ شنبليله ( پتير بلگ شمليده patire balge samlide ) : اين پتير مانند پتير برگ شلغم تهيّه مىشد و بجاى برگ شلغم به آن برگ شنبليله مىزدند . 4 - 5 - پتير جقله ( پتير جقله patire joqle ) : « جقله » تلفّظ گويشى واژهء « جزقاله » است و به قليه‌اى دنبه يا پيه گفته مىشد و مىشود كه بر اثر حرارت روغن آن را گرفته باشند و خشك شده باشد . اين جزقاله‌ها را با خمير مىآميختند و با آن پتير درست مىكردند .